رمضان 92 ...
سلام یکی یه دونه ی من ...
این یک ماه انقدر سرم شلوغ بود که اصلا نتونستم وب رو آپ کنم
ولی قول میدم همه رو برات بنویسم.
ماه رمضون امسال واقعا فراموش نشدنی بود

قبل از شروع ماه رمضون با بابایا تصمیم گرفتیم که افطاری هامون رو زودتر بدیم که هر وقت خواستیم
مسافرت بریم هیچ دغدغه ای نداشته باشیم.
چهار شنبه ماه رمضون شروع شد و از قبل از شروع ماه با آنا تصمیم گرفتیم که پنجشنبه
آنا دایی هارو دعوت کنه و فرداش ما.
چهارشنبه زن عمو زنگ زد و برای پنجشنبه ما رو دعوت کرد ولی بابایا قبلش به من گفته بود که هر کسی که
اول دعوت کنه خونه ی همون میریم.(کلا امسال برنامه داشتیم)

هفته ی بعدش خانواده ی بابایا رو دعوت کردیم .
همگی بودن.و افطاری کله پاچه داشتیم که همه هم خدارو شکر دوست داشتن.

و این شد که مهمونیمون تموم شد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رمضان 92 ...
